ناهنجاري قوس گردني

تعريف:ستون فقرات در ناحيه گردن به سمت جلو تحدب دارد.چنانچه اين انحنا بيش از حد طبيعي باشد به آن لوردوز گردني مي گويند.(چنانچه قوس گردني بيش از حد طبيعي باشد،لاله ي گوش از راستاي عمودي بازو،لگن و ساير نقاطي كه در ارزيابي وضعيت ستون فقرات ملاك قرار مي گيرد،به سمت جلو تغيير مي دهد).قوس ناحيه گردني به لحاظ كوچكتر بودن مهره ها و ضخامت ديسكها نسبت به ساير قوسهاي ستون فقرات جزئي تر است.

علايم ناهنجاري:در نتيجه ي بروز اين ناهنجاري سر به جلو رانده مي شود.در ارزيابي يدن به وسيله ي خط شاقولي لاله ي گوش در خط شاقولي قرار نمي گيرد و به نسبت انحناي گردن جلوتر از وضعيت طبيعي است.معمولاً چانه ي اين افراد جلو مي آيد و بين گردن و فك زاويه اي حدود ۹۰درجه تشكيل مي شود.اين زاويه در حالت طبيعي خيلي كمتر است.سطح خاصي در محدوده ي شانه هاي اين افراد به خوبي قابل رؤيت است كه به نظر مي رسد به جاي اينكه گردن در وسط شانه قرار داشته باشد در سطح قدامي و جلوي سينه است.ارتفاع گردن اين افراد نسبت به وضعيت طبيعي كوتاهتر به نظر مي رسد و بعضاً يقه ي كت يا پيراهنشان به سمت بالا چروكيده مي شود.

ادامه نوشته

پشت گرد یا کیفوز

چنانچه قوس ناحيه ي پشت بيش از حد طبيعي يعني ۱۵ تا ۲۰ درجه باشد ناهنجاري تحت عنوان" پشت گرد" يا " كيفوز" ناميده شده است.

 علايم ناهنجاري:نوع شديد اين بيماري قوز نام دارد كه از روي لباس قابل رؤيت است.در اين ناهنجاري بخش كوچكي از ستون مهره ها(در حد فاصل دو تا سه مهره)به صورت زاويه دار بيرون مي زند.در نوع خفيفتر اين عارضه انحنا جزئيتر است و در سطح كل مهره هاي پشتي وجود دارد.اين ناراحتي كه به گوژپشتي برگشت پذير معروف است عمدتاًبايد با وسايل ارزشيابي مطالعه و بررسي شود.كوفتگي و احساس درد در قسمت قفسه ي سينه خصوصاً هنگام تلاش و فعاليتهاي جسماني نيز از علايم اين ناهنجاري است.

عوامل ايجاد ناهنجاري:با توجه به نوع ناهنجاري عوامل آن نيز متفاوت است.معمولاًگوژپشتي برگشت پذير بر اثر رعايت نكردن بهداشت حركتي،بد نشستن،موقعيت شغلي نامناسب و استفاده از وسايلي مانند ميز و صندلي نامناسب در بلند مدت ايجاد مي شود.عوامل ديگري مثل ضعف عضلات را نيز مي توان علت اين عارضه دانست.چنانچه در فردي دو يا چند عامل ايجاد صدمه،مثل ضعف عضلاني و كار با ميز نامناسب در زمان طولاني،وجود داشته باشد،بيشتر دچار صدمه مي شود.تحقيقات نشان داده است كه اين ناهنجاري بيشتر مشكل دختران نوجوان است و غالباً سه الي شش مهره ي ستون فقرات در اين ناهنجاري چنين هستند.

ادامه نوشته

ضرورت مطالعه وضعيت بدن

 وضعيت نابهنجار به معناي رنج،درد و افسردگي جسماني دائمي و در مقابل استواري در وضعيت بدني موجب توانايي،قدرتمندي و سلامتي فرد است.دكتر شفارد معتقد است"افزايش سطح اسيد لاكتيك خون،افزايش مرحله ي وام اكسيژن،تأخير مرحله ي برگشت به حالت اوليه و همچنين كاهش حجم تنفسي از اثرات بدني نا مطلوب است." تحقيات بيان كننده ي اين است كه اكثر افراد وضعيت بدني طبيعي ندارند وتنها "يك پنجم" افراد چنين وضعي دارند.اين حجم بالاي ناهنجاري كه در اثر محركهاي محيطي ايجاد شده است اكثراً از نوع برگشت پذير و يا اصلاح پذير است.اين موضوع از طرفي به سبب ماشيني شدن زندگي و استفاده كمتر از بدن و آثار مخرب ناشي از بي حركتي در وضعيت بدن و از طرف ديگر به سبب توجه بيشتر انسان امروزي به سلامت،طول عمر بيشتر،زندگي بهتر و ظاهري زيباتر ايجاد شده است.به طور خلاصه وضعيت بدني نابهنجار دو نوع اثر سوء در بدن ايجاد مي كند:۱-اختلالات ساختماني ۲-اختلالات كاركردي

در اختلالات ساختماني،ساختار اسكلت وضعيت طبيعي خود را از دست مي دهد اين نوع تغييرات با حركات اصلاحي قابل درمان نيست و اجراي تمرينهاي ورزشي براي اين افراد چندان سودمند نخواهد بود.

اختلالات كاركردي،اختلالاتي است كه فقط روي بافتهاي نرم مثل عضلات و رباطها اثر ميگذارد.اين نوع تغييرات در برابر تمرينهاي اصلاحي واكنش نشان مي دهد.

تعریف

حركات اصلاحي يكي از بخشهاي تربيت بدني است كه هدف آن پيشگيري و رفع برخي ناهنجاريهاي جسماني توسط تمرينهاي بدني است.

به عبارت ديگر حركات اصلاحي عبارت است از برنامه اي ورزشي و حركتي كه در آن با اجراي تمرينهاي خاص عملكرد و ساختمان بدن تغيير مي كند و اصلاح مي شود.                                                  شايد نتوان معيار ثابت و مشخصي براي وضعيت بدني تمام افراد به صورت يكسان در نظر گرفت زيرا اين موضوع در ارتباط با مكانيك بدن و تحت تأثير عملكرد دستگاههاي مختلف بدن از جمله اسكلت و عضلات است.اما آنچه اهميت دارد اين است كه يك وضعيت بدني مناسبتر خستگي كمتر و كارايي بيشتري دارد. عوامل ديگر نيز به صورت جزيي در ساختار جسماني موثر است از جمله ن‍ژاد،سنت و عادتهاي مختلف وحتي حالات روحي و رواني افراد كه در ملل مختلف به صورتهاي گوناگون ديده مي شود.عواملي مانند بيماري ويا خستگي نيز وضعيت كلي بدن را به طور مقطعي تحت تأثير قرار مي دهند زيرا در نتيجه ي بيماري و خستگي توان عضلات بدن كاهش مي يابد و نيروي وزن بدن بر نيروي انقباضات عضلاني غلبه مي كند و وضعيت قائم بدن دچار مشكل مي شود.