گرد آوري : شهريار معيني – دانشجوي دارو سازي

( به كمك استاد صادق رحيم )

تنفس و ورزش

همه ورزش ها

فرايند تنفس

ظرفيت كلي ريوي (TLC) [1] در مردان بالغ حدود 6 ليتر است ولي در زمان استراحت فقط حدود 10 درصدآن استفاده مي‌شود. حجم حياتي (TV) [2] مقدار هوايي است كه با هر تنفس به داخل و خارج ريه‌ها جريان مي‌يابد و در هنگام استراحت ml 500 است. از اين مقدار، ml 150 (كه به عنوان حجم باقي مانده شناخته مي‌شود) فضاهاي غيرفعال (يعني قسمتهايي از ريه هوايي كه در تبادل گازها شركت نمي‌كنند) را اشغال مي‌كند.

اين بدين معني است كه فقط 350 ميلي‌ليتر هوا به آلوئول‌ها مي‌رسد. در طول ورزش حجم حياتي افزايش مي‌يابد و در تنفس حداكثر به بزرگترين قسمت ظرفيت كلي ريوي استفاده مي‌شود، به نام ظرفيت حياتي (CV) [3] خوانده مي‌شود. ظرفيت حياتي ممكن است در مردان بالغ بين 3 تا 5 ليتر باشد كه همچنان يك حجم باقيمانده 1-5/1 ليتري را بر جاي مي‌گذارد. ظرفيت حياتي مردان 50% بيشتر از زنان است. تلاش براي تنفس در زمان استراحت حداقل است ولي همچنان كه فعاليت افزايش مي‌يابد و ماهيچه‌هاي بيشتري درگير مي‌شوند، اين تلاش افزايش مي‌يابد.

سرعت متوسط تنفس در زمان استراحت 12 تنفس در دقيفه و حجم حياتي ml 500 است، پس حجم متوسط هواي دم (هواي كشيده شده به داخل ريه) در هر دقيقه 6 ليتر است. حداكثر ظرفيت تنفسي (حداكثر حجم حياتي) در مردان بالغ در فشار طبيعي سطح دريا 125، ليتر در دقيقه است. حجم هوايي كه در طي يك دم عميق به داخل ريه برده مي‌شود، ممكن است تا 6/3 ليتر برسد. ورزش، سرعت تنفس و حجم هواي دمي را در هر دقيقه افزايش مي‌دهد.

سرعت تنفس در درجه اول توسط غلظت دي‌اكسيدكربن در خون كنترل مي‌شود. اگر غلظت آن كاهش پيدا كند، سرعت تنفس كاهش مي‌يابد تا وقتي كه غلظت دي‌اكسيدكربن خون به حد طبيعي برگردد. اكسيژن فقط وقتي به عنوان عامل محرك عمل مي‌كند كه به غلظت خوني آن شديداً كاهش پيدا كرده باشد، زيرا هموگلوبين تا وقتي كه هواي واقعاً كم اكسيژن تنفس نشود، حداقل 85% به حالت اشباع با اكسيژن باقي مي‌ماند. كاهش بيشتر در اكسيژن، مركز دم رادر مغز تحت تأثير قرار خواهد داد و سبب توقف كامل تنفس مي‌شود.

بعضي ورزشكاران، تنفس بيش از حد قبل از انجام يك فعاليت را براي بهبود عملكرد توصيه مي‌كنند، در اين صورت چندثانيه حياتي از طريق رفع نياز به تنفس به دست آورده مي‌شود زيرا دي‌اكسيدكربن از ريه‌ها بيرون مي‌رود و غلظت آن در خون به حدي كاهش مي‌يابد كه تنفس براي مدت محدودي متوقف مي‌شود. اكسيژني كه در ريه‌ها باقي مانده است به آهستگي به خون منتشر مي‌شود ولي در نهايت غلظت خوني بسيار كم اكسيژن، عمل تنفس را تحريك مي‌كند و همزمان با آن يا مدت كمي پس از آن، غلظت خوني دي‌اكسيدكربن به مقدار كافي بالا مي‌رود تا به عنوان يك محرك اضافي عمل كند. برهم كنش اين دو محرك براي نگه داشتن عمل تنفس مورد نياز است.

نگه داشتن نفس تا يك دقيقه بعد از يك دم عميق امكان پذير است و اين عمل نيز مي‌تواند براي بدست آوردن زمان، به خصوص در ورزش شنا، استفاده شود. در نهايت تنفس توسط افزايش غلظت خوني دي‌اكسيدكربن،‌ تحريك مي‌شود.

ورزشكاران ممكن است نگه داشتن نفس و تنفس بيش از حد قبل از ورزش را با هم انجام دهند تا زمان بي‌تنفسي افزايش يابد. آنها نبايد به انجام اين كار تشويق شوند زيرا ممكن است منجر به غش كردن يعني از دست رفتن موقتي هوشياري و كنترل بدن شود. چيزي كه به خصوص براي شناگران خطرناك مي‌باشد. ظرفيت انتشار آلوئولي كه سنجشي از قابليت آلوئل‌ها براي تبادل گازها است، حتي در بين افراد سالم هم متفاوت است و ورزش و تمرين نمي‌تواند آن را از حد ماكزيمم ذاتي هر فرد بالاتر ببرد.

لذا ميزان اشباع خوني اكسيژن در بين ورزشكاران بسيار ورزيده متفاوت خواهد بود. به هر حال در طي ورزش شديد، ماهيچه‌ها مي‌توانند با مقدار خاصي محروميت از اكسيژن سازش پيدا كنند.

تنفس در حين ورزش

تنفس هوازي

ورزش‌هايي كه تنفس هوازي دارند، تقاضاي ماهيچه فعال براي اكسيژن را، وقتي دوره اوليه سپري شده باشد، به طور كامل برآورده مي‌كنند. در طي تنفس، اكسيژن همزمان با خروج دي‌اكسيدكربن وارد بدن مي‌شود. قلب خون اكسيژن‌دار شده را كه از گردش خون ريوي مي‌آيد، به بقيه بدن و خون بدون اكسيژن را به ريه‌ها پمپ مي‌كند تا اكسيژن‌دار شود. اكسيژن در گلبول قرمز به هموگلوبين متصل مي‌شود تا در گردش خون عمومي به بافت‌ها انتقال يابد و كارايي همه اين فرايندها بايد افزايش يابد تا نياز افزايش يافته به اكسيژن را برآورده كند.

براي برآوردن نيازهاي بدن، بايد افزايشي در سرعت و عمق تنفس، برون ده قلبي و جريان خون به ماهيچه‌ها صورت گيرد. در طي ورزش‌هاي هوازي منظم، تغييرات سازشي به وجود مي‌ آید كه باعث مي‌شود ادامه ورزش در آينده،‌به نسبت آسانتر شود اگرچه اين يك اثر دراز مدت نيست و اگر جلسات ورزش متوقف شود، سطوح قبلي تطابق‌پذيري باز خواهد گشت. استعداد ادامه دادن اين فعاليت‌ها، قابليت تنفس و توانايي استفاده از اكسيژن را نشان مي دهد و به سه عامل بستگي دارد:

-       تنفس مؤثر

-       انتقال مؤثر اكسيژن از ريه‌ها به سلول‌ها

-       استفاد مؤثر از اكسيژن در سلول‌ها

        ظرفيت هوازي معمولاً اشاره به فرمول زير دارد و معمولاً به صورت ميلي‌ليتر بر دقيقه بر كيلوگرم وزن بدن بيان مي‌شود.

[بيشترين سرعت استفاده از اكسيژن اتمسفر در طي فعاليت مداوم]-Vo2max

اين ميزان براي يك مرد 20 ساله ممكن است از 33 (خيلي ضعيف) تا 60 (زياد) و براي يك زن از 24 (ضعيف) تا 45 (زياد) گسترده شود.

براي مرد در سن 60سالگي اين گستره به 20 تا 45 و براي زن در همان سن به 5/14 تا 32 مي‌رسد[4].

Vo2(max) يك فرد ممكن است در آزمايشگاه با انجام دادن يك فعاليت شديد، توسط دستگاهي كه هواي بازدمي را جمع‌آوري مي‌كند، اندازه‌گيري شود. فعاليت نداشتن Vo2(max) را كاهش مي‌دهد در حالي كه ورزشهاي هوازي براي چند هفته مي‌تواند به طور واضح آن را افزايش دهد. Vo2(max) با افزايش برون ده بيشينه قلب افزايش مي‌يابد. همچنين بعد از سن 20 سالگي شروع به كاهش يافتن مي‌كند، ولي سرعت كاهش يافتن مي‌تواند توسط ورزش منظم كمتر شود.

ورزش هوازي يا ايروبيك نسبتاً شدت كمتري دارد،‌ولي به طور متوسط مدت آن بيشتر است. اين ورزش شامل حركت گروه‌هايي از ماهيچه‌هاي بزرگ است و باعث مي‌شود افراد عميق‌تر نفس بكشند و بار كاري قلب و ريه‌ها را افزايش دهند و سرعت تنفس را بالا ببرند. اين نوع تمرين،‌اگر به صورت منظم انجام شود مي‌تواند فعاليت سيستم‌هاي تنفسي و قلبي عروقي را بهبود بخشد؛ پياده‌روي،‌ آهسته دويدن، رقصيدن و شنا كردن، مثال‌هايي از اين ورزش مي‌باشند.

تنفس بي‌هوازي

در طي ادامه فعاليت ماهيچه‌اي وقتي اكسيژن براي برطرف كردن نيازهاي تنفسي هوازي كافي نيست،‌ تنفس بي‌هوازي اتفاق مي‌افتد. پيروويك اسيد كه توسط اكسيداسيون گلوكز به وجود مي‌آيد نمي‌تواند به طور كامل اكسيد شود و به لاكتيك اسيد تبديل مي‌شود . تقريباً 80% لاكتيك اسيد به كبد انتقال مي‌يابد تا به گلوكز يا گليكوژن تبديل شود و بقيه آن در ماهيچه‌ها تجمع مي‌يابد. در تمريناتي كه از تنفس بي‌‌هوازي استفاده مي‌شود،‌تنها به رسيدن اكسيژن به ماهيچه از طريق جريان خون تكيه نمي‌شود و اين نوع تمرينات مي‌تواند به مدت 1 تا 2 دقيقه برخلاف ورزش‌هاي هوازي ادامه داده شود و در يك فرد ورزيده حتي تا چند ساعت هم مي‌توانند ادامه داده شود. تنفس بي‌هوازي متعاقب شروع ناگهاني فعاليتهاي فوق‌العاده شديد (مثل دوي 100 متر) اتفاق مي‌افتد. (وقتي اكسيژن رساني براي تأمين نيازهاي ماهيچه‌ در حال ورزش كافي نباشد.) بيشتر انواع تمرين‌ها، از هر دو تنفس هوازي و بي‌هوازي بهره مي برند.

تمرين‌هاي هم كشش (ايزتونيك) و هم اندازه (ايزومتريك)

تمرين‌هاي ايزوتونيك (تحملي يا پويا) عمل ماهيچه در حال حركت مي‌باشند و براي بهبود استقامت و پايداري اهميت دارند (مثل دوچرخه سواري،‌ دويدن يا شنا كردن)، تمرين‌هاي ايزوتونيك عمدتاً به تنفس هوازي وابسته هستند.

فعاليت‌هاي ايزومتريك (قدرتي يا ايستا) مثل هندگريپ يا وزنه‌برداري،‌ با افزايش مداوم در ميزان انقباض ماهيچه‌هاي ضد هم (آنتاگونيست‌) همراه هستند و براي افزايش قدرت ماهيچه استفاده مي‌شوند. در نتيجه افرادي كه به صورت منظم تمرين‌هاي ايزومتريك انجام مي‌دهند، احتمالاً سنگين‌ وزن‌تر از ورزشكاران استقامتي (دسته قبل) هستند. اين افراد همچنين به سمت رسوب بيشتر چربي‌هاي بدن پيش مي‌روند. تمرين‌هاي ايزومتريك عمدتاً وابسته به تنفس بي‌هوازي هستند.

آسم چيست؟ (از ديدگاه‌هاي مختلف)

1-آسم از ديدگاه دكتر حميدرضا ياوري

آسم يك بيماري مزمن ريوي است كه راههاي هوايي انسان را ملتهب و تنگ مي‌كند. آسم موجب دوره‌هاي مكرر خس خس سينه،‌ تنگي نفس، گرفتگي و سنگيني سينه و سرفه مي‌شود. سرفه‌ها بيشتر در موقع خواب يا صبح زود ايجاد مي‌شود. آسم در هر سني افراد را مبتلا مي‌كند ولي شروع آن اغلب در دوران كودكي است.

علائم و نشانه‌هاي آسم

علائم و نشانه‌هاي اين بيماري، ممكن است خفيف يا بسيار شديد بوده و ممكن است از شخصي به شخص ديگر متفاوت باشند.

1-  سرفه

2-  كوتاه شدن تنفس كه با احساس تنگي نفس بيان مي‌شود.

3-  احساس تنگي، سنگيني، فشار يا درد در قفسه سينه

4-  اشكال در خواب شبانه

5-  يك صداي خس خس قابل شنيدن (شبيه سوت كشيدن) در هنگام بازدم

6-  سرفه‌ها يا خس خسي كه در اثر ويروسهاي تنفسي،‌ مثل سرماخوردگي يا آنفلوآنزا بدتر مي‌شود.

عوامل شروع حمله آسم

1.    عفونت‌هاي تنفسي

2.    فعاليت بدني

3.    هواي سرد

4.    مواد آلوده كننده هوا مثل دود

5.    بعضي از داروها مثل آسپيرين و ساير داروهاي ضدالتهاب غيراستروئيدي مثل بروفن

6.    هيجان و استرس‌هاي شديد

7.    دوره‌ي قاعدگي در بعضي از خانم‌ها

8.    مواد ضدعفوني و سفيدكننده مثل وايتكس

9.    مواد معطر مثل عطرها و ادوكلن

10.           اسپري‌ها و پودرهاي حشره كش

11.           سولفيت‌ها كه جزء مواد نگه دارنده هستند.

جنسيت و آسم

پسرها 2 برابر دخترها مبتلا به آسم مي‌شوند ولي خانم‌ها از آقايان بيشتر مبتلا به آسم مي‌شوند. به آسم كودكان آسم ناشي از فعاليت مي‌گويند ولي در بزرگسالان آسم ناشي از شغل يا آسم شغلي مي‌گويند.

حمله‌هاي شديد آسم

1-  بدتر شدن خس خس يا تنگي نفس

2-  ايجاد تنگي نفس با كمترين فعاليت

3-  عدم بهبود با وجود مصرف گشادكننده‌هاي سريع اثر راههاي هوايي مثل اسپري سالبوتامول

ورزش و فعاليت بدني

داشتن آسم به اين معني نيست كه شما بايد فعاليت كمتري انجام بدهيد. درمان مي‌تواند مانع شروع حمله‌ها و كنترل علائم در زمان فعاليت بدني شود. ورزش منظم مي‌تواند قلب و ريه‌هاي شما را تقويت كنند كه منجربه برطرف شدن علائم در زمان فعاليت بدني شود. ورزش منظم مي‌تواند قلب و ريه‌هاي شما را تقويت كند كه به برطرف شدن علائم آسم كمك مي‌كند.

تشخيص

تشخيص آسم مشكل است و با علائم بيماريهاي قلبي و بيماريهاي طناب صوتي اشتباه گرفته مي‌شود.

2-آسم از ديدگاه پروفسور جان آريز عضو انجمن پزشكي بريتانيا (مؤلف راهنماي پزشكي خانواده)

كلمه آسم اصطلاحي است كه براي توصيف بيماري‌اي بكار مي‌رود كه مشخصه‌ي آن حملات از تنگي نفس است كه به علت باريك شدن متناوب مجاري هوايي يا لوله‌هاي برونش (در ريه‌ها) ايجاد مي‌شود. عوامل و فاكتورهاي مختلفي در ايجاد آسم دخالت دارند. همچنين اين عوامل از فردي به فرد ديگر متفاوت مي‌باشد.

بهترين تعريفي كه براي آسم مي‌توان بيان نمود، آن است كه آسم وضعيتي است كه مجاري هوايي ريه‌ها ملتهب شده و بنابراين به عوامل خاصي بسيار حساس مي‌شوند (عوامل شروع كننده‌ي حملات آسم). اين عوامل باعث مي‌شوند كه مجاري هوايي تنگ شده و عبور جريان هوا از داخل آن كاهش یابد و سبب تنگي نفس يا خس خس سينه مي‌شود.

تفاوت‌هاي جغرافيايي

بيماري آسم در اسكيموها و سياهپوستان آفريقايي كه در روستاها زندگي مي‌كنند اصلاً ديده نمي شود و يا خيلي كمياب است اما در جزاير كارولين غربي تقريباً نيمي از اهالي آن دچار آسم هستند.

اين بيماري در مناطق شمالي بريتانيا بسيار شايع‌تر از مناطق جنوبي است.

عوامل تحريك كننده‌ي اصلي در بروز آسم

1-  تمرينات ورزشي

2-  مواد حساسيت‌زا (آلرژن‌ها)

3-  دود،‌ بوي عطر و گرد و غبار

4-  سرماخوردگي و عفونت‌هاي ويروسي

5-  هيجانات و استرس

6-  آب و هوا و آلودگي هوا

علاسم آسم

1-  خس خس سينه

2-  تنگي نفس

3-  سرفه

4-  فشار در قفسه‌ي سينه

ورزش و آسم

بازي و فعاليت ورزشي بخصوص در كودكان ميتواند باعث بروز حملات آسم گردد. گرچه مشكل ايجاد تنگي نفس در هنگام فعاليت ورزشي، اغلب به علت ورزيده نبودن و تازه كار بودن شخص در ورزش اتفاق مي‌افتد تا به علت بيماري آسم.

بسياري از قهرمانان ورزشي دچار آسم بوده‌آند اما با اين حال توانسته‌اند در مقامهاي بالاي ورزشي قرار بگيرند. نكاتي كه در مورد بازي كودكان گفته شد را مي‌توان در مورد ورزش و ورزشكاران نيز بيان نمود (استفاده از اسپري قبل از انجام تمرينات ورزشي). همچنين در هنگام شروع تمرينات ورزشي، بهتر است چند دقيقه تمرينات گرم كردن را انجام دهيم.

داروهاي مصرفي در آسم

1-  سالبوتامول

2-  تربوتالين سولفات

3-  تئوفيلين

4-  تئوفيلين جي

5-  كتوتيفن

6-  متاپروترنول سولفات

7-  ايپراتروپيوم برومايد

8-  كرومولين سديم

9-  بكلومتازون

3-تحقيقات محققان San Diego ( آسم ناشی از ورزش )

بيش از 25 سال است علت آسم ناشي از ورزش را تنفس‌هاي هواي خشك و سرد مي‌دانند. اما محققان San Diego در سال 2008 نشان دادند كه آسم ناشي از ورزش يا كاهش ترشح مخاطي ريه مرتبط است. همچنين افراد مبتلا به آسم بزاق، عرق و اشك بسيار كمتري توليد مي‌كنند.

پس هنگامي كه افراد حساس به شدت و سريع در هواي خشك تنفس مي‌كنند، لوله‌هاي نايژه‌اي به وسيله‌ي مقدار كافي مخاط داخل ريه‌هايشان محافظت نمي‌شوند. اين  امر با تحريك لوله‌هاي نايژه‌اي سبب خس خس،‌ سرفه و تنگي نفس مي‌شود. در نتيجه افرادي كه كمترين احتمال ابتلا به آسم ناشي از ورزش را دارند، آنهايي هستند كه مقادير زيادي مخاط ريوي، عرق، بزاق و اشك توليد مي‌كنند.

يكي از انواع آسم، آسم ناشي از ورزش است كه با افزايش فعاليت جسماني ايجاد مي‌شود تاكنون علت آسم ناشي از ورزش به درستي شناخته نشده است. و بهترين دليل براي آن، آزاد شدن مواد تنگ كننده برونش و ريوي است كه باعث بروز آسم ورزشي يا EIA مي‌شود.

بيماران مبتلا به آسم چنانچه حين ورزش سنگين حمله حاد آسم رخ دهد. بيمار بايد سريعاً نشسته و استراحت كند و مقدار اندكي آب گرم نوشيده و از گشاد كننده‌هاي استنشاقي استفاده كند.

جوانان و كودكاني كه پس از فعاليت‌هاي ورزشي،‌ آسم ورزشي را تجربه مي‌كنند از فعاليت‌هاي شديد ورزشي پرهيز مي‌كنند و به اين علت اين كودكان ممكن است داراي آمادگي بدني پايين‌تر، شكل جسماني ضعيف‌تر، بدشكلي قفسه سينه، فقدان مهارتهاي حركتي باشند.

همچنين ممكن است به  علت تصور بدي كه از خودشان دارند دچار مشكلات رواني شوند. اين افراد ممكن است به دليل عدم توانايي مشاركت در فعاليت‌هايي كه توسط افراد هم سن و سال انجام مي‌شود. دچار مشكلات اجتماعي و هيجاني شوند.

افراد آسمي، استفاده از دارو قبل از ورزش مي‌توانند همانند افراد سالم ورزش كنند. و برنامه تمريني سطح بالا در يك ورزش خاص براي افراد آسمي و غيرآسمي مشابه است و تنها يك برنامه هوازي عمومي بايد به آن اضافه شود.

تمرينات هوازي

پس از گرم كردن ملايم، تمرين بايد با شدت كم آغاز شده و به تدريج با بهبود آمادگي هوازي افزايش يابد. با استفاده از تمرينهاي زير مي‌توان به اين مهم رسيد:

1-  قدم زدن

2-  بالاو پايين پريدن

3-  دويدن

4-  دوچرخه‌سواري كردن

5-  فعاليت‌ها و بازيهاي استقامتي متنوع

شدت تمرينان بايد 65% تا 80% حداكثر ضربان قلب باشد.

روش محاسبه حداكثر ضربان قلب             سن – 220 = حداكثر ضربان قلب

فشار تمرينات بايد به گونه‌اي باشد كه با پياده‌روي شروع شود تا عضلات را براي تمرينات شديدتر آينده آماده كند. در ابتدا با پياده روي و بالا و پايين پريدن،‌ سپس تمرين‌هايي با شدت بيشتر كه مدت آن 10 تا 30 ثانيه با استراحت 30 تا 90 ثانيه ادامه يابد.

نوع تمرينات براي افراد آسمي بايد با علاقه‌ي آنها سازگار باشد. اما بهتر است افراد آسمي را به فعاليت‌هاي هوازي تشويق كرد. در صورت امكان بايد در دوران كودكي آموزش شنا ببينند، شنا نه تنها اثر آسم زدايي كمتري دارد بلكه اثر بسيار مثبتي بر افزايش حجم قلب و ريه دارد.

اينكه چه زماني افراد آسمي فعاليت خود را كاهش يا متوقف كنند به سن آنها بستگي دارد. اگر افراد آسمي قبل از تمرين دارو مصرف كنند ولي هنوز علائم تنگي نفس مشاهده شود بايد تمرينهاي شديد را متوقف كنند. برخي از افراد آسمي حين انجام فعاليت‌هاي شديد متوجه شده‌اند تمرين باعث گشادشدن راههاي تنفسي و بهبود تنفس مي‌شود، امادر اكثر موارد تنگي برونشي بيشتر مي‌شود. شايان ذكر است كه كودكان آسمي بايد از بعضی كلاسهاي ورزشي معاف شوند.

افراد آسمي در صورت ايجاد EIA در حين فعاليت بايد مشاركت در بازي و تمرين شديد را كاهش دهند.

سرد كردن در افراد آسمي خيلي با افراد سالم تفاوت ندارد. در پايان هر دوره‌ي تمريني بايديك بخش برگشت به حال اوليه دنبال شود اين حالت مي‌تواند با انجام فعاليت‌هاي ريتميك ملايم پياده‌روي تا بازگشت ضربان قلب به 20 ضربه بالاتر از سطح استراحت ادامه يابد. سردكردن شامل تكرار تمرينهاي كششي كه در گرم كردن انجام شده است، مي‌باشد.

آسم در كودكان

مطالعات دهه‌ي هفتاد ميلادي نشاندهنده فعاليت كمتر كودكان آسمي در مقايسه با كودكان سالم است ولي در حال حاضر فعاليت اين كودكان مشابه و يا حتي بيشتر از كودكان سالم است. اين موفقيت علاوه بر اصلاح درمان مؤثر آسم، ارائه مشاوره صحيح در خصوص نوع فعاليت مناسب با بيماري است.

در اين كودكان بعد از فعاليت‌هاي فيزيكي تنگي نفس اتفاق مي‌افتد كه معمولاً 10-6 دقيقه بعد از شروع فعاليت است. اين امر باعث شده بسياري از والدين و حتي مربیان از ورزش كردن اين كودكان جلوگيري مي‌كنند. حمله‌ي آسم بعد از فعاليت با سرفه‌هاي شديد و تنگي نفس شروع مي‌شود در كودكان به علت تنگي مجرا هنگام نفس كشيدن صداهاي خاصي نيز شنيده مي‌شود. مثلاً‌ صداي سوت شنيده مي‌شود. اين سختي در نفس كشيدن باعث توقف فعاليت و تمرين ورزشي آنها مي‌شود. عواملي مثل سرما و خشكي هوا نيز در تشديد حالت تنگي نفس در كودكان مؤثر است. به طوريكه در المپيك زمستاني ورزشكاران مبتلا به حملات آسمي بيشتر ديده مي‌شود.

از آنجا كه يكي از اهداف درمان بيماري آسم،‌ بازگرداندن آنان به زندگي طبيعي است و از شاخصهاي مهم موفقيت در درمان بيمار مبتلا به آسم حفظ روحيه بيمار و حضور موفق وي در عرصه زندگي طبيعي مي‌باشد، لذا منع كودك از ورزش و فعاليت بدني نه تنها تأثير مثبتي در كنترل و پيشگيري از بروز بيماري ندارد،‌بلكه به دليل استرس وارد شده بر بيمار مي‌تواند باعث تشديد و عدم موفقيت در كنترل بيماري شود.

اين كودكان قبل از فعاليت‌هاي ورزشي مي‌توانند از اسپري‌هاي آسم استفاده كنند كه بتوانند در مقابل تنگي نفس مقاومت كنند. اگر كودك در حين ورزش و فعاليت دچار حمله‌ي آسمي شد در صورتي كه قبل از انجام فعاليت از يك داروي كمك كننده استفاده شده باشد. بايستي دوز اين داروها را حين ورزش كردن و تا زماني كه حالت تنگي نفس وجود دارد تكرار نمايد. اما اگر با اسپري و داروها حالت تنگي نفس و گرفتگي برطرف نشد بايستي تمرين متوقف شود.

اگرچه درمان، بهترين روش براي آسم وابسته به ورزش است ولي براي اينكه يك كودك مبتلا به آسم بتواند فعاليت فيزيكي خود را به پايان برساند و هيچ حالت گرفتگي نداشته باشد بايد تمرينات ابتدايي خود را با يك سري تمرينات كششي و دوي آرام شروع كند كه باعث گرم شدن بدن گردد. با اين تمرينات بيماري كنترل مي‌شود و فعاليت ورزشي به پايان مي‌رسد. اين به پايان رسيدن فعاليت ورزشي براي كودكان آسمي از نظر روحي بسيار مناسب است چون خود را همانند دوستان و همسالان خود مي‌بينند. و احساس ضعف از آنها دور مي‌شود. به طور كلي مي‌توان گفت اعتماد به نفس آنها بالا مي‌رود. با اينكه گفته شد كودكان مبتلا به آسم مي‌توانند مثل بقيه‌ي كودكان ورزش كنند اما بايد در انتخاب رشته‌ي ورزشي دقيق باشند.

شنا يكي از ورزشهاي بسيار خوب براي كوكان مبتلا به آسم است. البته انواع تمرينات كوتاه مدت براي بيماران مبتلا به آسم مفيد است، مانند انواع دوها به خصوص دوهاي استقامت. اما مسافتهاي طولاني كه كودك در طي سه دوره براي 6 تا 10 دقيقه بدود احتمالاً باعث تنگي نفس بيشتري مي‌شود كه بايستي رعايت شود.

تنها ورزشي كه كودكان مبتلا به آسم بايد منحصراً با ملاحظات انجام دهند «اسكوبا دايونيگ» يا غواصي است.

اغلب كودكاني كه آزمايش اسپيرومتري آنها بالاي 80% اندازه‌ي مورد نظر است قادر به انجام تمرينات عادي و حتي غواصي هستند ولي بايد با تشخيص پزشك باشد.

مجموعه اين عوامل كه به آسم ورزشي تعبير مي‌شود، چهره‌اي از بيماري آسم است كه برخورد با آن نياز به داشتن اطلاعات كافي در زمينه‌ي علائم، عوامل ايجاد كننده،‌ پاتوفيزيولوژي بيماري و چگونگي كنترل آن است.

دستاوردهاي محققان مؤسسه‌ي غورس براي كودكان مبتلا به آسم و فعاليت‌هاي ورزشي

مدتها پيش بسياري از پزشكان به كودكان مبتلا به آسم اجازه ورزش كردن يا انجام هر گونه فعاليت فيزيكي شديد را نمي‌دادند.

اما محققان مؤسسه غورس در ايالات متحده اظهار داشته‌اند كه طبق بررسي‌هاي جديد در علوم پزشكي نوين مشخص شده است كه داشتن فعاليت و حفظ تناسب اندام مي‌تواند كودك را در وزن مطلوبي نگه دارد كه اين امر براي كودكان مبتلا به آسم اهميت دارد و همچنين مي‌تواند ريه‌هاي بيمار را تقويت كرده و به كودكان بيمار كمك كند كه بهتر و راحت‌تر تنفس كنند.

اين مؤسسه همچنين خاطرنشان كرده است كه در بازيهاي المپيك 2008 نزديك به 17 درصد از ورزشكاران مبتلا به آسم بودند و 30 درصد آنها موفق به كسب مدال شده‌اند.

اين محققان در عين حال توصيه مي‌كنند كه پيش از شركت در هر گونه تمرينات ورزشي والدین بايد اطمينان حاصل كنند كه بيماري فرزند آنها تحت كنترل است. داروهاي آنها به موقع و طبق دستور پزشك مصرف مي‌شود و پزشك نيز ورزش كردن بيمار خود را تأييد كرده است.

از آنجا كه معمولاً شنا كردن، پياده روي و دوچرخه سواري تفريحي از اين لحاظ ايمن‌تر است لذا ممكن است پزشك مربوطه فعاليت‌هاي محدودتري را تجویز کند كه انجام آنها به انرژي و استقامت كمتري نياز دارد.

آلرژي و آسم و ايمونولوژي

رينيت و آسم

گرچه رينيت (Rhinitis) و آسم (Asthma) بدون دخالت مكانيسم‌هاي آلرژيك هم ايجاد مي‌شوند ولي آنچه مهم است، تشخيص افتراقي اين دو از واكنشهاي افتراقي اين دو از واكنشهاي التهابي با واسطه‌ي IgE مي‌باشد. بيش از 40 ميليون آمريكايي مبتلا به آسم و ساير بيماريهاي آلرژيك هستند. بنا به گزارش مركز ملي آمارهاي حياتي آمريكا، تقريباً 90% بيماراني كه به پزشكان مراجعه مي‌كنند، مبتلا به يكي از بيماريهاي شايع آلرژيك مي‌باشند. در بين بيماريهاي مزمن دوران كودكي نيز آسم، شايعترين بيماري است. از 40 ميليون آمريكايي مبتلا به رينيت آلرژيك، 9/8 ميليون نفر دچار آسم هستند. 25 تا 30 ميليون نفر فقط مبتلا به تب يونجه هستند و 8/11 ميليون نفر ساير تظاهرات آلرژيك نظير اگزما، آنژيوادم و يا ازدياد حساسيت دارويي، غذايي يا حشره‌اي دارند. بنابراين پزشكان بايد با جنبه‌هاي كلينيكي، تشخيصي و درماني اين بيماري‌هاي شايع به خوبي آشنا باشند. در ايران هم تظاهرات آلرژيك يكي از شايع‌ترين بيماريها را تشكيل مي‌دهد. گرچه آمار دقيقي از ميزان شيوع آن در ايران وجود ندارد،‌ولي در منطقه خراسان ، حدود 10 تا 15 درصد مبتلا به آلرژي بيني هستند. آسم هم يكي از بيماريهاي شايع اين منطقه مي‌باشد.

آلرژيهاي استنشاقي بيشترين نقش را در ايجاد بيماريهاي آتوپيك (Atopic) انساني، نظير رينيت آلرژيك دارند. اين آنتي ژنها كه مستقيماً بر مخاط تنفسي اثر مي‌كنند، معمولاً از منابع آلي و طبيعي نظير گرد و غبار خانگي، گرده‌ها، كپكها و فضولات حشرات يا حيوانات مي‌باشند. اهميت مواد شيميايي موجود در محل كار را نيز در ايجاد رينيت، آسم و يا هر دو نبايد ناديده گرفت.

آلرژيهاي موجود در هوا نيز مورد مطالعه‌ي وسيع قرار گرفته‌اند ولي هنوز تفاوتهاي فيزيكي- شيميايي اين آلرژيها با آلرژنهاي ديگر را نمي‌توان دقيقاً مشخص نمود. به نظر مي‌رسد كه اغلب آلرژنهاي موجود در هوا ذراتي با قطر 60-2 ميكرومتر هستند كه اجزاي آلرژن آنها، پروتئين‌هايي با وزن مولكولي بين 10000 و 40000 دالتون مي‌باشند.

رينيت آلرژيك يا فصلي است (تب يونجه) و يا هميشگي. مهم‌ترين آلرژنهاي فصلي عبارتند از پولنهايي نظير Regweed و در منطقه‌ي خراسان Pigweed ، كپك‌ها و فضولات

 حشرات مي‌باشند. اكثر پولنهاي درختي در فصل بهار آزاد مي‌شوند و در زمان فراواني پولنهاي علفي در بسياري از نقاط، اواخر بهار تا اواسط تابستان مي‌باشد. گرچه برخي از انواع پولن ويد (pollen weed) در بهار و تابستان در هوا پراكنده‌اند، ولي بيشترين مقدار آنها معمولاً در اواخر تابستان و اوايل پاييز مي‌باشد. برخلاف تصور عموم، پولنهاي چسبنده و سنگين گلها به ندرت موجب بروز علائم آلرژي مي‌شوند، آلرژنهاي استنشاقي عموم باعث رينيت، كونژونكيتوليت يا آسم مي‌شوند. هرچند گاهي كهير يا آنافيلاكسي سيستميك هم ايجاد مي‌نمايند.

تماس با آلرژنهاي غيرفصلي، عموماً از راه استنشاق و گاهي هم از راه بلعيدن، علت بروز آلرژي در بعضي از اشخاص در طول سال مي‌باشد. مهم‌ترين آلرژنهاي استنشاقي مسئول رينيت آلرژيك دائمي، گرد و غبار خانگي،‌ كپك‌ها، Denders حشرات و برخي فرآورده‌هاي گياهي مي‌باشند. گردوغبار خانگي مخلوطي است از lint مايت‌ها (Mites)‌، شوره، فضله‌ي حشرات، الياف و ساير ذرات.

                                همه ورزش ها - مايت          همه ورزش ها - مايت

در بسياري از مناطق جغرافيايي، مايتهاي Dermatophagoides fainae و Dermatophagoides pteronyssimns عمده‌ترين منابع آنتي ژني موجود در گرد وغبار خانگي مي‌باشند. در منطقه‌ي خراسان و شمال ايران هم هر دو نوع مايت ياد شده جزء عوامل آلرژي‌زا مي‌باشند. پاسخ ايجاد شده در اكثر بيماران مبتلا به آلرژي از انواع واكنشهاي با واسطه‌ي IgE مي‌باشد.

آنتي ژنهاي حيواني غالباً مربوط به گربه و اسب مي‌باشند كه بالنسبه قوي نيز هستند. در بعضي حالات ممكن است حتي بدون تماس مستقيم باحيوانات و تنها در اثر تماس با شوره، بزاق يا ادرار آنها واكنشهاي شديد آلرژيك بروز نمايد. آلرژنهاي استنشاقي ديگري نيز وجود دارند كه ممكن است علائم دائمي يا موقت ايجاد نمايند. از آن جمله ميتوان ريشه‌ي زنبق، بابونه، دانه‌ي پنبه و برخي از حشره‌كش‌ها را نام برد.

در ميان آلرژنهاي استنشاقي، قارچها موقعيت ويژه‌اي دارند، زيرا هم در خانه‌ها و هم در محيط خارج از خانه يافت مي‌شوند. مهم‌ترين آلرژنهاي غيرخانگي هستند. قارچهاي Smut و Rust كه هر دو از اعضاي گروه Basidiomycetes هستند، به ويژه در انبارهاي غله وجود دارند و حالات آلرژيك شديدي ايجاد مي‌كنند. پني سيليوم و آسپرژيلوس فراوانترين قارچهاي موجود در زيرزمين‌ها، سطح ملافه‌ها و قسمت‌هاي مرطوب خانه‌ها هستند. كك نان سياه و مخمر نانوايان و قارچهاي لجن زارها نيز در بعضي مناطق از آلرژنهاي شايع به حساب مي‌آيند. آلرژن‌هايي پولني در هواي خشك، توسط باد در فضا پراكنده و توسط باران گرفته مي‌شوند. بنابراين هاگها و كپك‌ها درهواي ابري و مه‌آلود به فراواني يافت مي‌شوند و فراواني علائم آلرژي دستگاه تنفس فوقاني در هواي مرطوب، ناشي از شرايط مناسب رشد كپك‌ها مي‌باشد.

پاتوژنز رينيت آلرژيك

با هر دم، ذرات خارجي موجود در هوا، در تماس با پرده‌هاي مخاطي تنفس قرار مي‌‌گيرند. اكثرهاگهاي بزرگ، در سطوح مخاطي بيني رسوب مي‌كنند و تنها ذراتي كه قطر آنها كمتر از 2 تا 4 ميكرومتر است، به نواحي پايين سيستم تنفسي مي‌رسند. علاوه بر دانه‌هاي پوسني، آلرژنهاي گياهي نيز در هوا موجودند كه اندازه آنها حتي از قطرات شبنم عادي از ذره نيز كمتر است. از اين رو،‌به راحتي به نواحي تحتاني تنفسي مي‌رسند. به نظر مي‌رسد كه آلرژنهاي محلول، به داخل اپي تليوم تنفسي انتشار مي‌يابند. هرچند از سرنوشت قطعي آلرژنها اطلاعي در دست نيست، ولي به نظر مي‌رسد كه تحت شرايط مساعد و در فردي كه از لحاظ ژنتيكي مستعد است، به دنبال انتشار اين آلرژنها، توليد آنتي بادي IgE تحريك مي‌شود و در نتيجه اين امر حساسيت بافتهاي تنفسي پيش مي‌آيد.

در تماس بعدي، پرده‌هاي مخاطي حساس شده، با آلرژنهاي هوايي، منجر به بروز فعل و انتفعالهايي بين اين آنتي ژنها و ملكولهاي IgE سطح ماست‌سل‌ها مي‌شود و در نهايت، هیستامین آزاد و علائم بيماري آلرژي ظاهر مي‌گردند.

بعضي از واسطه‌هايي كه در جريان واكنش‌هاي آلرژيك در بيني انسان آزاد مي‌شوند، شناخته شده‌اند. به دنبال تماس دادن گرده گياهي يا هر آلرژن ديگري با مخاط تنفسي، شستشوي بيني نشاندهنده‌ي افزايش قابل توجهي در مقدار هيستامين، توسيل- آرژنين (Tosyl-Argenine) ، متيل استراستراز (Methylesteesterase) ، لكوترين D4 , C4 و E4 پروستاگلاندين D2 ، كينينها و كينيوژن مي‌باشد. اين واكنشها هم بصورت فوري و هم بصورت واكنش فاز تأخيري ظاهر مي‌شوند. در هر دو نوع اين واكنشها، غلظت يان واسطه‌هاي شيميايي افزايش مي‌يابد. با اين استثنا كه در فاز تأخيري، پروستاگلاندين D2 وجود ندارد. چون پروستاگلاندين D2 فقط از ماست‌سل‌ها ترشح مي‌شوند و بازونيل‌ها نقشي در ترشح آن ندارند. از اين رو، مي‌توان به اهميت بازونيل‌ها در ايجاد واكنشهاي تأخيري پي برد. بصورت Invitro تماس آلرژنهاي خاص با پوليپ بيني تكه تكه شده يا قطعات بافت بيني افراد حساس، باعث آزاد شدن واسطه‌هاي التهابي مي گردد. هنگامي كه بيمار با علائم مراجعه مي‌نمايد، با بيوپسي مخاط بيني و مي‌توان افزايش تعداد سلولهاي پياله‌اي (Goblet cell) و سلول‌هاي مژه‌دار، ائوزينوفيل‌ها وهمينطور وجود ادم،‌ ارتشاح ائوزينوفيلي و اتساع عروق زير مخاط را مشاهده نمود. التهاب ناشي از اين واكنشهاي فاز فعال منجر به التهاب مي‌شود و در نتيجه مسئول ايجاد حساسيت شديد غيراختصاصي است. بيني آلرژيك (Allergic nose) نسبت به انواعي از محركهاي غيراختصاصي نيز از خود واكنش نشان مي دهد مثلاً قرارگرفتن در معرض هواي سرد يا خشك نيز در چنين افرادي مي‌تواند باعث آزاد شدن واسطه‌هاي التهابي گردد. شدت پاسخهاي بيني به انواع مختلف محركها، توسط اعصاب اتوناميك آن تعديل مي‌شود. باز بودن بيني تحت تحريك اعصاب سمپاتيك و تحريك ترشحات بيني تحت اثر اعصاب پاراسمپاتيك انجام مي‌گيرند. هيستامين با اثر مستقيم و غيرمستقيم بر مخاط بيني،‌ هر دوي اين واكنشها را تحريك مي‌نمايد.

دلايل آسم

آلرژي:        1- آسم آلرژيك         2- آسپرژيلوز برونكوپولموناري (آلرژيك)

عفونت‌ها:    1- برونشيوليت          2- عفونت‌هاي دستگاه تنفسي فوقاني

تماس با مواد صنعتي، شغلي يا محيطي

1- مواد محرك             2- آلرژن‌ها

خوردن داروها يا مواد شيميايي

1-  داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي

2-  عوامل سولفيته

3-  آنتاگونيستهاي β- آدرنرژيك

ورزش

1- واسكوليت         2- ايديوپاتيك (انترنسك)

آسم آلرژيك

حدود 90% موارد آسم در افراد زير 30 سال، از نوع آلرژيك هستند. اين رقم در افراد بالاي 40 سال، 50% است. حمله آسم‌ بين 2 سالگي و بلوغ، عموماً پيش آگاهي خوبي دارد، در حالي كه آسم قبل از 2 سالگي داراي ماهيت شديدتري است.

در مورد يك شخصيت مبتلا به آسم، زماني مي‌تواند به آلرژيك بودن بيماري مشكوك شد كه:

1-  سابقه فاميلي بيماري آلرژيك، وجود داشته باشد.

2-  تظاهرات كلينيكي بيماري در فصول خاصي از سال تشديد شود.

3-  بيماري با رينيت آلرژيك يا ساير بيماريهاي آلرژيك همراه است.

4-  ائوزينوفيلي خفيف يا متوسط وجود داشته باشد و يا درخلط ائوزينوفيلي مشاهده شود.

5-  سن بيمار كمتر از 40 سال باشد.

آسپرژيلوز آلرژيك برنش و ريه‌ها

5 نوع از بيماري ريوي است كه همگي در اثر تماس با گونه‌هاي آسپرژيلوس ايجاد مي‌كنند. اين بيماريها عبارتند از:

1.     آسم آلرژيك ناشي از تماس با هاگهاي قارچ و توليد IgE عليه آنتي ژنهاي آسپرژيلوس.

2.  پنوموني ازدياد حساسيتي در پاسخ به استنشاق هاگهاي قارچ در افراد غيرآتوپيك كه عليه آنتي ژنهاي آسپرژيلوس آنتي بادي IgG مي‌سازند و ايمني سلولي تحريك مي‌شود.

3.  يك تجمع قارچي با آسپرژيلوما كه در اثر كلونيزه شدن آسپرژيلوس در حفره‌اي كه از قبل وجود داشته است (مانند سل قديمي يا ساركوئيدوز) ايجاد مي‌شود .

4.     آسپرژيلوز مهاجم كه يك پنوموني منتشره ی شديد در پاسخ به آسپرژيلوس در يك ميزبان حساس است .

5.  آسپرژيلوز آلرژيك برنش و ريه‌ها كه يك واكنش التهابي تحت حاد و يك پاسخ ايمني با واسطه‌ي IgE و IgG عليه گونه‌هاي آسپرژيلوس در درخت تنفسي مي‌باشد.

آسم ناشي از ورزش

ورزش محرك شناخته شده غير ايمونولوژيك ديگري است كه باعث اسپاسم برنش مي‌شود. اين حالت در بسياري از افراد، به شكل آسم تظاهر مي‌كند. اين  نوع آسم در كودكان و نوجوانان آتوپيك شايعتر است. اين مسأله بايستي، حداقل در دو سوم نوجوانان مبتلا به آسم حائز اهميت بسيار است زيرا ممكن است با مدرسه رفتن يا فعاليت‌هاي تفريحي آنها تداخل داشته باشد.

مكانيسمي كه ورزش باعث انقباض برنش مي‌گردد، مشخص نيست. ولي معلوم گرديده است كه كاهش حرارت و رطوبت راههاي هوايي داخل قفسه سينه، مي‌تواند در شروع اين حالت، نقش مهمي ايفا كند. نقش دقيق آزاد شدن واسطه‌هاي ماست سلي و واكنش برونكو اسپاسم نيز مشخص نيست. آسم ورزشي، معمولاً پس از پايان ورزش رخ مي‌دهد. تكرار ورزش، به مرور زمان تغييرات كمتري را در قله جريان هواي بازدمي يا حجم بازدهي پرفشار در ثانيه اول (FEV1) ايجاد مي‌كند. با مصرف كرومولين، تئوفيلين، يا يك آگونيت بتاآدرنرژيك قبل از شروع فعاليت مي‌توان از آسم ناشي از ورزش جلوگيري كرد. شنا و ساير ورزشهايي كه فواصل ورزشي كوتاهي دارند، به خوبي تحمل مي‌شوند. تنفس هواي گرم و مرطوب و استفاده از درمان پروفيلاكسي به راحتي از آسم ورزشي جلوگيري مي‌كنند.

واسكوليت

در سال 1951، churg و Straus 13 مورد از يك نوع واسكوليت را، معرفي كردند كه براساس يافته‌هاي پاتولوژيك و جنبه‌هاي كلينيكي خاص آن، نام «آنژئيت آلرژيك و گرانولوماتوز» را براي آن برگزيدند. مشخصات اين بيماري، واسكوليت نكروز دهنده،‌ ارتشاح بافتها با ائوزينوفيل‌ها و بالاخره گرانولومهاي خارج عروقي مي‌باشند. اين بيماري سه مرحله دارد: در مرحله‌ي نخست با آسم و رينيت آلرژيك شروع مي‌شود كه ممكن است سالها بدون پيشرفت باقي بمانند. مرحله دوم بيماري شامل ائوزينوفيلي همراه با ارتشاح ائوزينوفيلي شبيه سندرم لوفلر، پنوموني ائوزينوفيلي و گاستروآنتريت ائوزينوفيلي مي‌باشد. بالاخره مرحله‌ي سوم بصورت واسكوليت ظاهر مي‌شود كه عروق ريوي (%96)، پوست (%67)، اعصاب محيطي (%63)، دستگاه گوارش (%42)، قلب (%38) و كليه (%38) را مي سازد.

نسبت ابتلاي زنان و مردان به اين سندرم يكسان است. سن شيوع رينيت آلرژيك و آسم، حدود سي سالگي است و واسكوليت در سن 38 سالگي ظاهر مي‌شود. تشخيص بيماري با ائوزينوفيلي بيش از mm3 1500 در راديوگرافي قفسه سينه ضايعات انفيلتراتيو منتشر و از نظر كلينيكي فشار خون، درد شكم ، ندول‌هاي زيرجلدي،‌ منونوريت مولتي پلكس (Monoheuritis multiplex) وجود دارد. تب خفيف ولي پا برجا ( دائمی ) و بالاخره كاهش وزن در بيماران ديده مي‌شود. در بسياري از بيماران، سطح IgE و فاكتور روماتوئيد افزايش مي‌يابد. پيش آگهي در بيماران درمان شده،‌ خوب نيست. درمان، به صورت مصرف توأم كورتيكواستروئيد و داروهاي سيتوتوكسيك مي‌باشد.

مايت و ارتباطش با آلرژي و آسم

گرد و خاك و «مايت» از عوامل ايجاد آسم و آلرژي محسوب مي‌شوند. «مايت» يكي از بندپايان خيلي كوچك در حدود يك سوم ميلي‌متر است كه به همين دليل با چشم معمولي ديده نمي‌شود. «مايت‌»ها در داخل رختخواب، مبلمان كهنه، فرش و قالي و همه جا هستند. درجه حرارت 25-20 سانتي‌گراد و رطوبت 80-60 درصد، براي رشد آنها خيلي مناسب است. اينها يكي از شايع‌ترين عوامل ايجاد آلرژي هستند.

به جز «مايت‌»ها ساير حشرات مثل سوسك‌ها مي‌توانند از عوامل ايجاد آلرژيها باشند. علاوه بر آن، حيوانات دست آموز خانگي مثل گربه و سگ كه در خانه نگهداري مي‌شوند. اينها هم باعث بيماري آلرژي مي‌شوند.

به جز اين موارد،‌ غذاها هستند. افزودني‌هاي غذا كه تحت عنوان «افزودني‌هاي مجاز» روي بسته‌هاي غذا به آن اشاره مي‌شود، براي افراد آلرژيك و بچه‌ها واقعاً مجاز نيست. مثلاً‌ آن رنگ زردي كه به انواع غذاها و خوردني‌ها مثل «پفك» مي‌زنند، از جنس «تارترازين» است. اينها ايجاد مشكلات جدي و آلرژي‌هاي شديد مي‌كند.

در آب ميوه‌هايي كه در بازار بصورت «سانديس» يا موارد ديگر هست. تركيباتي به اسم «سولفيت» اضافه مي‌شود كه جزء مواد نگه دارنده است. پس، افزودني‌ها ونگه دارنده‌ها هر دو مي توانند باعث بيماريهاي آلرژيك شوند.

داروهاي مصرفي براي بيماران آسمي و مبتلا به آلرژي

اين داروها را قبل از هر فعاليت ورزشي مصرف مي‌كنيم.

·         اسپري بيني Nasonex

نام ژنريك: Mometasone

دسته دارويي: كورتيكواستروئيد

مكانيسم اثر

Nasonex از طريق مهار IgE و سلولهاي Mast باعث جلوگيري از ريليز هيستامين شده و بدين ترتيب از واكنشهاي آلرژيك ممانعت به عمل مي‌آورد. همچنين اين دارو باعث مهار واكنشهاي التهابي در بافت بيني مي‌گردد.

عوارض

از مهمترين عوارض اين دارو مي‌توان به سردرد، فارنژيت، عفونت‌هاي ويروسي و خون‌ريزي از بيني اشاره نمود. ساير عوارض آن كه شامل افزايش فشار چشم، درد چشم، تهوع و استفراغ مي‌باشد، نادر مي‌باشد.

·         سالبوتامول (اسپري دهان)

در بيماران با سابقه حساسيت به اين دارو يا ساير تركيبات موجود با احتياط مصرف گردد. در بيماران با اختلالات صرعي، هيپرتيروئيد، ديابت بي‌مزه، گلوكوم با احتياط مصرف گردد. به دليل تغيير فرمولاسيون اين دارو (عاري از CFC) احتمال دارد طعم متفاوتي نسبت به فرآورده‌هاي پيشين (حاوي CFC) احساس گردد.

عوارض جانبي

هر دارو به موازات اثرات درماني مطلوب، ممكن است باعث بروز برخي عوارض ناخواسته شود. اگرچه تمام اين عوارض در يك فرد و يا در هر بار استفاده ديده نمي‌شوند، ليكن در صورت بروز هر يك از عوارض ذيل با پزشك خود مشورت نماييد.

لرزش در عضلات اسكلتي، بي‌قراري، عصبانيت، تاكي كاردي، تپش قلب، گيجي، سردرد، التهاب و خشكي گلو واكنشهاي آلرژيك، سرفه، اسپاسم برونش، هيپوكالمي، افزايش فشار خون، تهوع و خواب آلودگي.

·         اسپري بيني مايع فليكسونيز

اسپري بيني مايع فليكسونيز محتوي 50 ميكروگرم از فلوتيكازون پروپيونات به عنوان ماده مؤثره در هر اسپري است. همچنين محتواي مواد ديگري است كه براي درست كردن يك سوسپانسيون پايدار لازم مي‌باشند، به صورتي كه فاسد نگردد. كه شامل سلولز ميكروكريستالين و كربوكسي متيل سلولز سديم، دكستروز،‌ پلي سوربات 80، اسيد هيدروكلريدريك رقيق، آب خالص شده و نگهدارنده‌هاي بنزآلكينم كلرايد و فنيل اتيل الكل مي‌باشند. هر بطري فليكسونيز شامل 60 يا 120 اسپري است.

عمل دارو

فلوتيكازون پروپيونات يك كورتيكواستروئيد است كه فعاليت ضدالتهابي دارد. مقادير كمي كه به داخل بيني اسپري مي‌شود و به كاهش ورم و سوزش كمك مي‌كند.

فلوتيكازون پروپيونات نبايد با استروئيدهاي آنابوليك كه توسط تعدادي از ورزشكاران به صورت قرص يا تزريقي سوء استفاده مي‌شوند، اشتباه گرفته شود.

موارد مصرف

فليكسونيز براي پيشگري و درمان رينيت‌هاي آلرژيك فصلي (مانند تب يونجه) و رينيت‌هاي دائم در بزرگسالان و كودكان بالاي 4 سال يا بالاتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

وقتي شما رينيت داريد، داخل بيني شما متورم و خارش دار مي‌شود. اين مطلب اغلب در ابتداي تابستان هنگاميكه گرده‌هاي چمن يا درختان استنشاق مي‌شوند، اتفاق مي‌افتد و تب يونجه نام دارد. بعضي از افراد اين مشكل را در تمام طول سال دارند كه رينيت دائم ناميده مي‌شود كه اغلب اين مورد به مايت‌ها و گرد و غبار خانگي يا حيواناتي مانند سگ و گربه مربوط است. وقتي كه شما از فليكسونيز داخل بيني‌تان استفاده مي‌كنيد به بهبود خارش، عطسه، گرفتگي و آبريزش بيني كمك مي‌كند.

عوارض جانبي

بيشتر مردم هيچ مشكلي بعد از استفاده از اين اسپري ندارند. بعضي مردم گاهاً بعد از استفاده از اسپري بيني سردرد دارند. اگر بيني يا گلوي شما دردناك مي‌شوند يا اگر بعد از استفاده از اسپري بيني، خونريزي بيني بدي داريد هر چه زودتر به پزشكتان بگوييد. گزارشات خيلي نادري از واكنش حساسيتي به اين دارو وجود دارد. اگر شما بطور ناگهاني دچار راش يا بثورات پوستي، تورم (معمولاً در صورت، لبها يا زبان) يا مشكل تنفسي مي‌شويد، استفاده از فليكسونيز را قطع كنيد و فوراً با پزشكتان تماس بگيريد. در موارد خيلي نادر درمان با بعضي از كورتيكواستروئيدهاي بيني ممكن است توليد نرمال استروئيدهاي بدن را تحت تأثير قرار دهد. اين پديده به نظر مي‌رسد بعد از استفاده از دوزهاي بالا براي مدت طولاني اتفاق بيفتد. يكي از اثرات نادر اين است كه بچه‌ها در مقايسه با سايرين ممكن است رشد آهسته‌تري داشته باشند. بچه‌هايي كه درمان را در مدت زمان طولاني مي‌گيرند بايد توسط پزشك از نظر رشد قوي بطور مرتب ارزيابي شوند. پزشك شما مي‌تواند به جلوگيري از اين روند به وسيله‌ي تجويز حداقل دوزي از استروئيد كه با آن علايم شما به صورت عالي كنترل باشند، كمك كند.

·         لوراتادين

لوراتادين به گروه داروهاي آنتي هيستامين تعلق دارد، اين داروها اثرات هيستامين را در بدن مهار مي‌كنند. هيستامين ماده‌اي است كه باعث بروز آبريزش بيني، عطسه، قرمزي چشم‌ها و اشك ريزش مي‌شود. اين علايم در بيماري رينيت (التهاب مخاط بيني) آلرژيك فصلي يا دائمي آسم آلرژيك و تب يونجه ديده مي‌شوند. لوراتادين در درمان بيماران دچار كهير مزمن ناشناخته نيز استفاده مي‌شود. لوراتادين يك آنتي هيستامين جديد مي‌باشد و در مقايسه با اعضاي ديگر اين گروه، اثر خواب‌آوري كمتري دارد. لوراتادين به شكل قرص و شربت توليد مي‌شود.

عوارض جانبي

لوراتادين معمولاً عوارض قابل توجهي ايجاد نمي‌كند،‌ ممكن است دچار سردرد، خواب آلودگي، خشكي دهان، بيني و گلو شويد. در صورت شدت گرفتن اين علايم با پزشك خود مشورت نماييد. اما در صورت بروز هر يك از علائم يا نشانه‌هاي زير، مصرف دارو را قطع و بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنيد. سرگيجه، اختلال بينايي، ضعف عضلاني يا خستگي غيرمعمول، تپش يا تندي ضربان قلب، احساس گرفتگي در سينه و اشكال در دفع ادرار.

اطلاعات جانبي

لوراتادين بيماري شما را درمان نمي‌كند و فقط علايم شما را بهبود مي‌بخشد. سعي كنيد حين درمان با لوراتادين از قرارگرفتن غيرضروري در برابر نور آفتاب پرهيز كرده، لباس مناسب بپوشيد و از عينك آفتابي و كرم‌هاي ضدآفتاب استفاده نماييد. لوراتادين ممكن است باعث حساسيت پوست شما به آفتاب گردد. لوراتادين ممكن است روي نتايج آزمايش قند خون تأثير بگذارد. اگر مبتلا به ديابت هستيد يا قصد انجام اين آزمايش را داريد با پزشك خود مشورت نماييد.

·         فكسوفنادين

فكسوفنادين يك آنتي هيستامين طولاني اثر رايج براي درمان علايم گوناگون عطسه، خارش و قرمزي چشم، آبريزش بيني و كهير، حساسيت فصلي است.

چگونگي مصرف

فكسوفنادين معمولاً روزي دوبار يا بدون غذا مصرف مي‌شود، براي آنكه مصرف دارو را فراموش نكنيد بهتر است هر روز سر ساعت معيني آن را بخوريد. اگر يك نوبت را فراموش كرديد، به مجردي كه به ياد آورديد، مصرفش كنيد. البته اگر تقريباً موقع نوبت بعدي رسيده است، نوبت فراموش شده را رها كرده و به برنامه داروي معمولتان بازگرديد. مقدار دارو را دوبرابر نكنيد.

هشدار و عوارض جانبي

در صورت بروز هر يك از علايم زير با پزشك و دكتر داروساز خود تماس بگيريد. خشكي شديد دهان، بيني يا گلو، سردرد يا خواب آلودگي. در يك شكل تجاري مقداري پسودوافدرين نيز (به عنوان ضداحتقان) بصورت مخلوط با اين دارو وجود دارد كه ممكن است موجب علايم زير شود: تشويش، بيقراري، بي‌خوابي، تپش قلب (احساس تكان خوردن شديد قلب در قفسه سينه)، يا ضربان قلب تند.

·         ملوكاست يا مونته لوكاست

مكانيسم اثر و فارماكولوژي

لكوترين‌ها مواد شيميايي هستند كه از سلولهايي از جمله ائوزينوفيل‌ها و ماست‌سل‌ها آزاد مي‌شوند. اين مواد، در پاتوفيزيولوژي آسم و رينيت آلرژيك دخيل هستند. در آسم‌، لكوترين‌ها موجب اثراتي چون ادم مجاري هوايي،‌ انقباض عضلات صاف برونش و واكنشهاي التهابي مي‌شوند.

در رينيت آلرژيكف لكوترين‌ها بعد از اصابت آلرژنها، از موكوس بيني آزاد شده و واكنشهاي مربوطه مثل احتقان بيني و ... را سبب مي‌شوند.

احتياطات و اطلاعات براي بيمار

مونته لوكاست در حمله حاد آسم و نيز آسم ناشي از ورزش مصرف ندارد. بنابراين بيمار بايد به اقلام دارويي يا تجهيزات اورژانسي در موقع حمله آسم مجهز باشد. اما در مان با مونته لوكاست در طول درگيري با آسم ادامه مي‌يابد. بتاآگونيست‌هاي سريع اثر (اسپري سالبوتامول) بايد حتماً در دسترس باشد.

عوارض جانبي

عوارض جانبي مونته لوكاست حداكثر به زير 1% بيماران مصرف كننده اين دارو محدود مي‌شود. و عمدتاً شامل درد شكمي، سوء هاضمه، سردرد، دندان درد، افزايش تب، گاستروآنتريت، سرفه و راش جلدي است.

·         سيتريزين

قرض سيتريزين موجب آسودگي سريع و طولاني مدت خارش، عطسه،‌ ريزش اشك و آب بيني ناشي از آلرژي‌هاي فصلي و حساسيت‌هاي متفرقه (گرده، خاك، حيوانات خاكي، كپك) مي‌گردد. سيتريزين همچنين عكس‌العمل هاي حساسيتي پوستي از جمله كهير را برطرف مي‌كند.

سيتريزين داراي اثر طولاني مدت است. اين قرص 24 ساعت آسودگي از آلرژيهاي فصلي مانند حساسيت (تب يونجه) و آلرژيهاي پرينال (غيرفصلي/ خانگي) به حيوانات خانگي و خاك و همچنين كهير را موجب مي‌گردد.

واژه نامه :

سولفیت : از مواد نگه دارنده ی دسته ی دوم است . مثل نیترات سدیم ، نیتریت سدیم و دی اکسید گوگرد

رینیت : نوعی واکنش حساسیتی

ماست سل : سلولهای بزرگی هستند که به تعداد زیاد در بافت همبند یافت می شوند و سیتوپلاسم آنها حاوی گرانولهای درشت و بازدوست می باشد . ماست سل ها یک سلول طبیعی مغز استخوان است . وظیفه ی آن ذخیره ی واسطه های شیمیائی است که در جریانهای آلرژیک آنها را آزاد می کند و مهمترین واسطه شیمیایی مترشحه بوسیله ی ماست سلها هپارین و هیستامین می باشد .

لکوترین : ماده ی دیگری است که توسط ماست سلها ترشح می شود و باعث انقباض آهسته عضلات می گردند .

آلوئول : برونشیولها به کیسه های هوایی کوچکی ختم می شوند که آلوئول نامیده می شود .

پروستاگلاندین : یکی از مهمترین واسطه های شیمیائی در داخل بدن است . که با تاثیر بر روی گیرنده های مختلف سلولی تاثیرات متنوع زیادی در بدن دارد . پروستاگلاندین ها ملکول لیپیدی بیست کربنه بوده و ساختاری شبیه کلسترول است .

تاکی کاردی : یا تندی تپشی ، به افزایش ضربان قلب بیش از 100 ضربان در هر دقیقه اطلاق میشود

بتا آگونیست : سالبتامول بلند اثر رایج در پیشگیری از حملات آسم .

گاستروآنتریت : به معنای التهاب معده و روده است . نشانه های احتمالی آن عبارت است از استفراغ ، تهوع ، اسهال ، تب ، درد شکم ، احساس فوریت دفع و بی اشتهایی .

فارنژیت : التهاب گلو

بازیدیومیست ( Basidiomycetes ) : قارچهایی که 16000 گونه هستند . این قارچها نخینه هایی با دیواره ی عرضی دارند . قارچ چتری خوراکی نمونه ای آشنا از این قارچها هستند .

کرومولین : برای پیشگیری از علائم آسم و رینیت آلرژیک و آبریزش بینی تجویز می شود .

اعصاب اتونامیک ( اتونومیک ) : اعصاب خودکار

تئوفیلین : نوعی گشادکننده ی مجاری هوایی است و در درمان بیماران مبتلا به آسم بکار می رود . اصولا تئوفیلین با شل کردن عضلات جدار مجاری تنفسی و باز کردن آنها عبور هوا را آسان می کند

IgE : غشای ماست سلها حاوی رسپتورهای متعدد برای نوعی از آنتی بادی مترشحه توسط پلاسماسل بنام IgE می باشد .

عاری از CFC : عاری از هر گونه آلودگی

Mite : مایت ها